نویسنده : s.a | تاریخ : 0:20 - سه شنبه پنجم آبان ۱۳۹۴

هوا سرده ، بیشتــر از اون چیـــزی که فکرش رو بکنی ...
پیشبینی شده که برفــــــــ بباره ، اون چیزی که من بیشتر از هرچیز دیگه انتظارش رو میکشم .
محتاجـم ، محتاج یک نگـــاه ــــــــــــــــــ::
کی قرار است پاک شوم از این گناهان ؟!؟!؟!
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی

یعنی می توان فراموش کرد خاطراتت را ؟
آن روزی که دروازه های عشق تو را پیموده و تخیلم را تسلیم زیبایی مصحور کننده ات کردم ، کودوکیم را فراموش و با تو زندگی را مجددا از نوع آغاز کردم .
همه مرا در این روز گار که حتی در نیمه دهه سوم زندگی هستم کودک می خوانند چرا ؟؟ چون میدانند من هنوز در دلم علاقه ای به جملات زیبایت دارم
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی
نویسنده : s.a | تاریخ : 19:10 - دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۴

چه موقع از شر چهره کریهت خلاص میشوم ؟؟؟؟
تمام زندگیم را اشغال کرده ای . حتی در خوابهایم تو جزو اصلی ترین کابوس های شبانه ام هستی .
آرـــی تو باعث تمام این سرافکندگی ها و بدخبتی ها چند سال گذشته من هستی .
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی
نویسنده : s.a | تاریخ : 10:44 - چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۹۴

تعاریف آزادی بیان در خانه ما :
1- حق اظهار اعتراض نسبت به بدسلیقه ای بزرگتر از خود ندارم .
2- حق انتخاب در امورات شخصی اعمم از خرید ها ، نوع پوشش ، تزئین اتاق و... را ندارم .
3- حق اظهار نظر در بعضی از تصمیمات خانه ام را ندارم .
4 و...
و با اینگونه رفتار ، ما جمعی به نام خانواده را تشکیل میدهم .
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی
برچسب:
نویسنده: مهسا احمدی